نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ
و بازيگوش كه او يكريز و پي در پي دم گرم خويش را درگلويم بفشارد تا بدنيان بشكند
دائم سكوت مرگبارم اگر تنها ترين تنهايان شوم باز هم خدا هست
اين جانشين تمام نوشته هاي من است